شب دوم،گام دوم؛ باید دشمن داشت!

46846

این قطعه از یادداشت امروز را از زبان شیخ مفید بشنویم: چون صبح شد، امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرود آمد و نماز صبح خواند. دوباره سوار شد و با یاران خود سمت راست را پیش گرفت. می‌خواست یاران خود را از سپاه حر جدا كند، حر نیز می‌آمد و امام و یارانش را مانع می‌شد و می‌خواست آنان را به سمت كوفه برگرداند، آنان هم امتناع می‌كردند. چنین ادامه یافت تا به نینوا رسیدند، جایی كه حسین ـ علیه السّلام ـ آنجا فرود آمد. ناگهان اسب سواری را دیدند. سلاح بر تن و كمان بر دوش كه از كوفه می‌آمد. همه به انتظار ایستادند. چون به آنان رسید، به حر و یارانش سلام كرد، اما به حسین و اصحاب او سلام نداد.


نامه‌ای از ابن زیاد برای حر آورده بود، با این مضمون:
اما بعد، چون نامه‌ام به تو رسید و فرستاده‌ام آمد، بر حسین ـ علیه السّلام ـ تنگ بگیر و جز در سرزمین بی‌آب و خشك، فرود نیاورد. به فرستاده‌ام دستور داده‌ام همواره همراه تو باشد تا خبر اجرای فرمان به من برسد. والسلام.
چون حر نامه را خواند، گفت: این نامه امیر عبیدالله است. دستور داده هر جا نامه رسید، بر شما سخت بگیرم. این هم فرستاده اوست و مأمور است كه از من جدا نشود تا آنكه فرمان امیر را درباره شما اجرا كنم. یزید بن مهاجر، از همراهان امام به فرستاده ابن زیاد نگریست، او را شناخت و گفت: مادرت به عزایت بنشیند! چه فرمانی آورده‌ای؟ گفت: مطیع پیشوایم بودم و وفادار به بیعتم. گفت: بلكه پروردگارت را نافرمانی كرده و در هلاك ساختن خویش و كسب ننگ و دوزخ از پیشوای خود اطاعت كرده‌ای. چه بد پیشوایی داری!

شعب ابی طالب داری؟
کار خیر بدون مانع نمی‌شود، بدون سختی نمی‌شود، باید در هر کاری عواملی باشند که نخواهند تو به آنچه می‌خواهی برسی، زیرا که امیرالمومنین می‌فرمایند یکی از نشانه های مومن دشمن داشتن است، البته دشمنی که با حق مخالف است.
باید آنقدر مهم باشیم که کارهای‌مان کسی را اذیت کند، شیطان جنی باشد یا انسی، فرقی ندارد، کار اگر قرار است تاثیری در عالم بگذارد باید مخالف داشته باشد.
حسین یکی از مهم ترین دلائل حقانیتش این بود که مانعی به نام امویان داشت، امویان که قدرتمند ترین حکومت آن زمان را داشتند حسین را مانع خود دیدند، حسینی که با خانواده خود تنها بود و با گروهی اندک داشت به سمت کوفه می‌رفت.
این که امویان با آن همه عظمتی که برای خود قائل بودند سد راه حسین شدند نشان می‌دهد کار حسین درست است.
حضرت امام(ره) می‌فرمودند، هر وقت دیدید کاری کردید که غرب از آن حمایت کرد، تردید کنید، معلوم است یک جای کار می‌لنگد، البته این مضمون حرف ایشان بود.
شما تصور کنید که یزید از حرکت امام حسین (ع) حمایت می‌کرد، آیا واقعا الان چیزی از دین باقی میماند؟ نباید از مخالفت دشمنان بزرگ ترسید بلکه این تضمینی است بر پایداری مسیری بزرگ.

دشمنان بزرگتر ضامن ماندگاری اهداف و ارزش ها
البته نه این که بگردیم و دشمن پیدا کنیم نه، قطعا کسانی که این فکر به ذهنشان رسوخ کرده خود مشکل دارند و ذهنشان درگیر مسائل منحرفه دیگری است. ولی باید از میان دشمنان دین بزرگترین را دشمن خود کنی. این است رمز ماندگاری یک مسیر دست.

نباید ترسید!
نباید از دشمن قدار ترسید و نباید از رجز خوانی شبه افکنی دشمن هراس داشت، زیرا دشمن بزرگ بشارتی است که باید قدر دانست نه زنگ خطری برای راهیابی به یک هدف بزرگ.

دشمن شناسی از دیدگاه امیرالمومنین علیه السلام
امیرالمومنین در مورد این که باید دشمن داشت یا کوتاه آمد اینطور سخن میگویند:
«وَ قَدْ قَلَّبْتُ هَذَا الْأَمْرَ بَطْنَهُ‏ وَ ظَهْرَهُ‏ حَتَّى مَنَعَنِی النَّوْمَ فَمَا وَجَدْتُنِی یَسَعُنِی إِلَّا قِتَالُهُمْ أَوِ الْجُحُودُ بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ ص فَکَانَتْ مُعَالَجَةُ الْقِتَالِ أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مُعَالَجَةِ الْعِقَابِ وَ مَوْتَاتُ الدُّنْیَا أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مَوْتَاتِ الْآخِرَة».
«پس از بیعت عمومی مردم، مسأله جنگ با معاویه را ارزیابی کردم و همه جهات آن را سنجیدم آنقدر در این مورد ارزیابی و مطالعه کردم تا اینکه مانع خواب من شد پس چاره‏‌ای جز یکی از این دو راه ندیدم یا با آنان مبارزه و جنگ کنم و یا آنچه را که حضرت محمد(ص) آورده آن‌را انکار کنم، پس به این نتیجه رسیدم که تن به جنگ دادن آسان تر از تن به کیفردادن روز قیامت است و از دست دادن دنیا راحت تر از رها کردن آخرت است.»

دشمن داشته باش!
خیلی ها این روزها می‌گویند آقا بس است، چقدر دشمن دشمن می‌کنید، چرا این همه از دشمن داشتند استقبال می‌کنید و چرا صلح طلب نیستید؟
پاسخ ساده است، آنها که دشمن نداشتند نابود شدند و اینان که سخت علاقه به دوستی شان داری سخت تو را دشمن خویش می‌دانند.
بترس از کسی که تو با او دوستی و او با تو دشمن و بیشتر بترس از این که تو این قصه را هم ندانی!
شاید پیام شب دوم همین باشد، دشمن داشته باش! البته بدون افراط و تفریط….

نظر شما