عرق سرد

امروز زوجه یا فرد؟

مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ | نویسنده : admin

 

در انتظار سبز شدن چراغِ قرمزِ یکی از چهار راه‌های نسبتا شلوغ و پر رفت‌و‌آمد، غرق در فکر بودم که ناگهان با صدای بوق ماشین کناری به خودم آمدم…

شیشه سمت شاگرد را پایین دادم تا صدای راننده ماشین کناری را بشنوم.

-سلام آقا.

-سلام کردم… مردی حدودا ۳۵ ساله با ظاهری آراسته و شیک، پشت ماشینی کمابیش گران نشسته بود.

-با لبخند ملیحی بر روی لب سوال کرد: هنوز طرح زوج و فرد هست؟!

-گفتم: بله

بعد از گرفتن یک کام سنگین از سیگارش، مانند ژست سیگاری‌هایِ حرفه‌ایِ فیلم‌ها، همزمان که دود غلیظی را از دهانش  بیرون می‌داد با نگاهی شبیه نگاه معلمان به شاگردان تنبلِ خود، مجددا سوال کرد: امروز زوجه یا فرد؟!

-من هم مثل شاگرد زرنگ‌ها که جواب همه سوالا رو بلد بودند و جواب‌هاشون چماق می‌شد تو سرِ شاگرد تنبل‌ها، گفتم: دوشنبه است دیگه!! زوجه !!

بی‌درنگ پرسید: زوج یعنی همون ۲و۴و۶و۸و۱۰ ؟!

کمی جا خوردم، ولی با خود گفتم حتما خیلی فرد شوخ طبعی است که پشت چراغ قرمز هم دست از شوخی بر نمی‌دارد! اما قیافه‌اش که جدی بود..؟ بهرحال با کمی تعجب جواب دادم: بله! همینطوره!!

خاکستر سیگارش را بیرون تکاند و با خنده‌ای جدّی گفت: همیشه زوج و فرد را اشتباه می‌کنم! ممنون!

چراغ راهنما سبز شد و رفت…

در آن لحظه چراغ‌های زیادی در سر من روشن شد… چراغ‌هایی حاکی از شوکه شدن و گیج بودن از این اتفاق… آیا واقعا هنوز زوج و فرد را نمی‌دانست؟ می‌شود؟! داریــم؟؟

نرم افزاری که سیاه چاله ی متون فارسی شد

مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵ | نویسنده : admin

1

تلگرام، با همه امکاناتش از وقتی آمده درصدی از دیتاهای ورودی به زبان فارسی را در شبکه جهانی کاهش داده است، وقتی اکثر فعالان بدون پشتوانه در فضای مجازی مشغول تولید در این شبکه اجتماعی اند.

مطالبی که نه قابل سرچ است نه قابلیت دسترسی همگانی، روز به روز بیشتر و بیشتر تولید میشود تا کم کم این اپلیکیشن نشان داده آمده تا اصلا به جنگ محتوای فارسی رود.

حالا متاسفانه ایران بیشترین استفاده را از این نرم افزار دارد، یک سوم مصرف کنندگان این نرم افزار ایرانی اند و این تاسف بار است که قدری بر این مساله تامل نشده است که به راستی چرا اگر نرم افزاری خوب است این همه کشور دنیا از آن استفاده نکنند؟

راه شروع شدن جریانی از دل مصرف کنندگان تلگرام است تا روز به روز استفاده از این نرم افزار در بین مردم کاهش یابد.

حلقه پنج هزار تومانی

مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۴ | نویسنده : admin

1392196166476873_large

امروزه دور تا دور ما را افرادی تشکیل می دهند که وقتی از زندگی قدیم تر ها صحبت میکنند اولین چیزی که بر لبشان جاری میشود این است، یادش به خیر، چه روزهای خوبی بود، چه ساده زندگی میکردیم!

خیلی از دوستان وقتی صحبت از مسائل اقتصادی میشود ناله میزنند که وای چه سخت شده و نمیشود و نمیتوان به زندگی رسید، از آن طرف غرق در تجملند و غرق در قسط و قرض های بیهوده.

نیمی از وسائل یک خانه هرگز یک بار هم استفاده نمی شود، ویترین های تزئین که خرج های آن چنانی برای خرید ظرف هایی که هرگز بر سر سفره نمی آید و لوازمی در آشپزخانه که هرگز شاید استفاده زن خانه قرار نگیرد.

تلوزیونی گران قیمت که میشد ارزان ترش را هم خرید، موبایلی که میشد که از نمونه ساده ترش استفاده کرد و این همه پول بی زبان خرج مارک دار بودنش نشود.

لباس هایی گران تر و بیشتر که میشد کمتر و ارزان تر باشد، زیرتلوزیونی گران که میشد ساده از یک میز چوبی استفاده کرد، پشتی ها و روپشتی های گران قیمت، و صدها وسیله ای که کمتر در زندگی استفاده میشود و سالهای ابتدایی زندگی را به جای عشقبازی و عشق ورزی با همسر تبدیل میکند به فضایی پر از استرس از رسیدن موعد قسط ها و پرداخت هزینه های سنگین خرید چیزهای بدون استفاده.

چرا؟ چرا؟ چرا؟

چرا زن و شوهر برای نشان دادن عشقشان باید همان ابتدای زندگی با حلقه سه ملیون تومانی یا حتی یک ملیون تومانی ب در دستشان باشد؟ مگر نمیشود از یک حلقه ساده استیل با قیمت دو سه یا پنج هزار تومان استفاده کرد؟ مگر عشق قرار است در تومان ها و ریال ها باشد؟ اگر این است چه زندگی بیچاره ای که قرار است دو ملیون عشقش بیرزد!

وقتی میشود یک عروسی ساده با مهمانی کوچک گرفت چرا در تالارهای خاص با قیمت های آنچنانی و غذایی که هرکاری کنی پشت سرش حرف است برگزار شود؟

همه این ها سال های اول زندگی را زهر مار میکند که هیچ، آفاتش تا سال ها و تا انتهای عمر دامن خانواده را میگیرد تازه اگر زندگی شان بیشتر از دو سال دوام داشته باشد.

چه بسیار زندگی هایی که باتجمل شروع شد و با خفت به پایان رسید و چه بسیار زندگی هایی که ساده شروع شد و در اوج ادامه دارد.

هیچ وقت مولوی در کتاب های شعرش از زندگی پر از پول مجنون نگفت، لیلی و مجنون هرگز همدیگه رو توی بانک و طلافروشی ها پیدا نمیکنن، جای عشق بازی همین جاست، گوشه ی دلشان.

خوش به حال آنهایی که زندگی شان بایک مشهد شروع میشود و با یک حلقه چند هزار تومانی ابراز میشود و کم کم لوازم منزل به دست خوشان تهیه میشود و برای تک تک لوازمی که نیاز دارند و میخرند عشق گذاشته اند.وای که چقدر این زندگی ها دوام دارد.

حتما سری بزنید به دادگاه های خانواده و ببینید دختران و پسرانی که ساده به خاطر چندغاز پول زندگی به کامشان تلخ شد و وقتی استرس حاکم شد اعصاب ضعیف شد و به خاطر هیچ و پوچ هم را در دادگاه ها پیدا میکنند.

امروز زوجه یا فرد؟

مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۵ | نویسنده : admin

 

در انتظار سبز شدن چراغِ قرمزِ یکی از چهار راه‌های نسبتا شلوغ و پر رفت‌و‌آمد، غرق در فکر بودم که ناگهان با صدای بوق ماشین کناری به خودم آمدم…

شیشه سمت شاگرد را پایین دادم تا صدای راننده ماشین کناری را بشنوم.

-سلام آقا.

-سلام کردم… مردی حدودا ۳۵ ساله با ظاهری آراسته و شیک، پشت ماشینی کمابیش گران نشسته بود.

-با لبخند ملیحی بر روی لب سوال کرد: هنوز طرح زوج و فرد هست؟!

-گفتم: بله

بعد از گرفتن یک کام سنگین از سیگارش، مانند ژست سیگاری‌هایِ حرفه‌ایِ فیلم‌ها، همزمان که دود غلیظی را از دهانش  بیرون می‌داد با نگاهی شبیه نگاه معلمان به شاگردان تنبلِ خود، مجددا سوال کرد: امروز زوجه یا فرد؟!

-من هم مثل شاگرد زرنگ‌ها که جواب همه سوالا رو بلد بودند و جواب‌هاشون چماق می‌شد تو سرِ شاگرد تنبل‌ها، گفتم: دوشنبه است دیگه!! زوجه !!

بی‌درنگ پرسید: زوج یعنی همون ۲و۴و۶و۸و۱۰ ؟!

کمی جا خوردم، ولی با خود گفتم حتما خیلی فرد شوخ طبعی است که پشت چراغ قرمز هم دست از شوخی بر نمی‌دارد! اما قیافه‌اش که جدی بود..؟ بهرحال با کمی تعجب جواب دادم: بله! همینطوره!!

خاکستر سیگارش را بیرون تکاند و با خنده‌ای جدّی گفت: همیشه زوج و فرد را اشتباه می‌کنم! ممنون!

چراغ راهنما سبز شد و رفت…

در آن لحظه چراغ‌های زیادی در سر من روشن شد… چراغ‌هایی حاکی از شوکه شدن و گیج بودن از این اتفاق… آیا واقعا هنوز زوج و فرد را نمی‌دانست؟ می‌شود؟! داریــم؟؟

نرم افزاری که سیاه چاله ی متون فارسی شد

مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۵ | نویسنده : admin

1

تلگرام، با همه امکاناتش از وقتی آمده درصدی از دیتاهای ورودی به زبان فارسی را در شبکه جهانی کاهش داده است، وقتی اکثر فعالان بدون پشتوانه در فضای مجازی مشغول تولید در این شبکه اجتماعی اند.

مطالبی که نه قابل سرچ است نه قابلیت دسترسی همگانی، روز به روز بیشتر و بیشتر تولید میشود تا کم کم این اپلیکیشن نشان داده آمده تا اصلا به جنگ محتوای فارسی رود.

حالا متاسفانه ایران بیشترین استفاده را از این نرم افزار دارد، یک سوم مصرف کنندگان این نرم افزار ایرانی اند و این تاسف بار است که قدری بر این مساله تامل نشده است که به راستی چرا اگر نرم افزاری خوب است این همه کشور دنیا از آن استفاده نکنند؟

راه شروع شدن جریانی از دل مصرف کنندگان تلگرام است تا روز به روز استفاده از این نرم افزار در بین مردم کاهش یابد.

حلقه پنج هزار تومانی

مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۴ | نویسنده : admin

1392196166476873_large

امروزه دور تا دور ما را افرادی تشکیل می دهند که وقتی از زندگی قدیم تر ها صحبت میکنند اولین چیزی که بر لبشان جاری میشود این است، یادش به خیر، چه روزهای خوبی بود، چه ساده زندگی میکردیم!

خیلی از دوستان وقتی صحبت از مسائل اقتصادی میشود ناله میزنند که وای چه سخت شده و نمیشود و نمیتوان به زندگی رسید، از آن طرف غرق در تجملند و غرق در قسط و قرض های بیهوده.

نیمی از وسائل یک خانه هرگز یک بار هم استفاده نمی شود، ویترین های تزئین که خرج های آن چنانی برای خرید ظرف هایی که هرگز بر سر سفره نمی آید و لوازمی در آشپزخانه که هرگز شاید استفاده زن خانه قرار نگیرد.

تلوزیونی گران قیمت که میشد ارزان ترش را هم خرید، موبایلی که میشد که از نمونه ساده ترش استفاده کرد و این همه پول بی زبان خرج مارک دار بودنش نشود.

لباس هایی گران تر و بیشتر که میشد کمتر و ارزان تر باشد، زیرتلوزیونی گران که میشد ساده از یک میز چوبی استفاده کرد، پشتی ها و روپشتی های گران قیمت، و صدها وسیله ای که کمتر در زندگی استفاده میشود و سالهای ابتدایی زندگی را به جای عشقبازی و عشق ورزی با همسر تبدیل میکند به فضایی پر از استرس از رسیدن موعد قسط ها و پرداخت هزینه های سنگین خرید چیزهای بدون استفاده.

چرا؟ چرا؟ چرا؟

چرا زن و شوهر برای نشان دادن عشقشان باید همان ابتدای زندگی با حلقه سه ملیون تومانی یا حتی یک ملیون تومانی ب در دستشان باشد؟ مگر نمیشود از یک حلقه ساده استیل با قیمت دو سه یا پنج هزار تومان استفاده کرد؟ مگر عشق قرار است در تومان ها و ریال ها باشد؟ اگر این است چه زندگی بیچاره ای که قرار است دو ملیون عشقش بیرزد!

وقتی میشود یک عروسی ساده با مهمانی کوچک گرفت چرا در تالارهای خاص با قیمت های آنچنانی و غذایی که هرکاری کنی پشت سرش حرف است برگزار شود؟

همه این ها سال های اول زندگی را زهر مار میکند که هیچ، آفاتش تا سال ها و تا انتهای عمر دامن خانواده را میگیرد تازه اگر زندگی شان بیشتر از دو سال دوام داشته باشد.

چه بسیار زندگی هایی که باتجمل شروع شد و با خفت به پایان رسید و چه بسیار زندگی هایی که ساده شروع شد و در اوج ادامه دارد.

هیچ وقت مولوی در کتاب های شعرش از زندگی پر از پول مجنون نگفت، لیلی و مجنون هرگز همدیگه رو توی بانک و طلافروشی ها پیدا نمیکنن، جای عشق بازی همین جاست، گوشه ی دلشان.

خوش به حال آنهایی که زندگی شان بایک مشهد شروع میشود و با یک حلقه چند هزار تومانی ابراز میشود و کم کم لوازم منزل به دست خوشان تهیه میشود و برای تک تک لوازمی که نیاز دارند و میخرند عشق گذاشته اند.وای که چقدر این زندگی ها دوام دارد.

حتما سری بزنید به دادگاه های خانواده و ببینید دختران و پسرانی که ساده به خاطر چندغاز پول زندگی به کامشان تلخ شد و وقتی استرس حاکم شد اعصاب ضعیف شد و به خاطر هیچ و پوچ هم را در دادگاه ها پیدا میکنند.

برنده‌ی واقعی مدال طلا

alphabet_inc_google_holding_company_103920_602x339

درست است که خبره و پرتوان بودی

ولی یادت نرود “قهرمان”

کسبِ طلا کار تو نبود

“یا علی” روی لباست طلا را گرفت

مبارکت باشد!

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

صحبت‌هاش اصلا به دل نمی‌نشست

بعدها فهمیدم

از مجلس وعظ

می‌رفت به مجلس رقص!

سپرده گذاری نزد خدا

هر چه بیشتر بسپری بهخدا

سپرده گذاری ات نزد خدا بیشتر است

خوش به حال آنان که

همه چیزشان را میسپرند به خدا

عشق یا هوس؟!

خیلی عاشق بود!

اما به نظر او عشق “مشترک معنوی” بود

مصادیق متعدد!

معنای واحد!

دود سیگار

همسایه مرحوممان اکثر اوقات سیگار دود می‌کرد

بیچاره نمی‌دانست

سیگار او را دود می‌کرد

 

ایستادن بی جا مانع کسب است!

برای کیلومترها عقب ماندن

کافیست پا به پا نروی

مظلومیت انقلاب اسلامی

فرو میریزد

انقلابی که با مرگ بر کاخ نشینی آمد

و سردمدارانش کاخ نشین شدند

آرزوی خواب تو …

هر چه بی تاب تر میشوم

بی خواب تر

زن باید کار مردانه کند!!!

جالب است

آنان که از حقوق زن دفاع میکنند

حقوق زن را بیشتر از همه پایمال میکنند

برچسب‌ها: زن, کار زن, حق زن

حماسه حضور …

برای ماندن در لشگر ولایت

باید حضور و غیاب ها را بود

آنقدر بودند و هستند که میشود حماسه حضور


….. صحبتی از غیاب نیست

برچسب‌ها: راهپیمایی ۲۲ بهمن, حضور و غیاب